افراد منتسب به انجمن اسلامي در دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، صندوق انتخابات انجمن علمي اين دانشكده را پاره كردند. روز سهشنبه در انتخابات انجمن علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، كانديداها به دو دسته تقسيم شده بودند و در فضاي انتخابات دو ليست منتسب به بسيج دانشجويي و انجمن اسلامي منتشر شده بود كه برخي افراد منتسب به انجمن اسلامي پس از اطمينان از پيروزي ليست منتسب به بسيج دانشجويي با توجه به فضاي دانشجويي موجود، در آغاز انتخابات از كانديداتوري انصراف داده، اما پس از اينكه متوجه شدند كار آنان غيرقانوني است، چند دقيقه مانده به پايان انتخابات انجمن علمي دانشكده، صندوق انتخابات را پاره و از پايان انتخابات جلوگيري كردند و برخي از اعضاي بسيج را مورد فحاشي قرار دادند.
اين افراد كه مدعي آزادي بيان و تحمل مخالف و دموكراسي هستند، مدتي پيش نيز در نشست سالانه اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل كه در دانشگاه تهران برگزار شد برخي از اعضاي اين اتحاديه را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
این است شعار طیف به اصطلاح سنتی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگا ه تهران: آزادی اندیشه نمیشه نمیشه. البته حرکات قرون وسطی آقایان سنتی برای ما عادی شده است. مشتی عناصر ب وزن و پولدوست که تملق گویی وکاسه لیسی به مرام ومنش آنها تبدیل شده است. اینها هنوز در دوران شعبان بی مخ زندگی می کنند واحتمالا از روح وی وبازماندگانش خط می گیرند. من تو این فکرم اینا بعد از خاتمی به کی دل بستن؟ بنده خداها حق ندارن حتی کتاب یا نشریه ای رو بخونن که بنیا دباران مخالف باشه. این گروه هر جا دیدن رای ندارن میان خلاصه اصالت خودشون رو نشون می دن. بذار راحت باشن وبازی کنن. بازی برای بچه هاست وبس.
الهم عجل لولیک الفرج
از اینکه مدتی به وبلاگ سر نزدم و به روزش نکردم معذرت می خوام ولی امروز می خوام پستی رو بذارم که فکر می کنم خوندنی باشه.
یا علی

در حالي كه اظهارات جنجالي مشايي موجب التهابآفريني سياسي شده بود و برخي جريانهاي سياسي و نمايندگان مجلس درصدد احضار رئيسجمهور به مجلس به اين بهانه بودند، رهبر انقلاب در خطبههاي نماز جمعه دیروز تهران ضمن تأكيد بر اينكه اظهار دوستي با مردم اسرائيل غلط، پوچ و غيرمنطقي است، خواستار پايان مجادله درخصوص اين موضوع كماهميت و التهابآفرينيها شدند.
به گزارش رجانيوز، حضرت آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز، مسئله فلسطین
ایشان شدت عمل رژیم غاصب صهیونیست را در قبال ملت فلسطین در غزه و کرانه باختری ناشی از ضعفهای درونی صهیونیستها و نشانه شکست این رژیم در مقابل مجاهدان لبنانی و فلسطینی برشمردند و افزودند: حکومت حماس در غزه، حکومتی قانونی و مردمی است که از طریق انتخابات روی کار آمده است اما مدعیان تمدن و دمکراسی، بی اعتنا به این واقعیت، از جنایات و شدت عمل صهیونیستها حمایت می کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای روز قدس را فرصت مناسبی برای اعلام مواضع جهان اسلام در مقابل غاصبان قدس شریف دانستند و با اشاره به بصیرت امام خمینی (ره) در اعلام روز جهانی قدس تأکید کردند: به یاری پروردگار، همه مردم ایران و ملتهای مسلمان در این روز عظیم، حق ملت فلسطین را ادا می کنند ضمن اینکه دولتهای اسلامی نیز باید به وظیفه خود در کمک به دولت حماس و ملت فلسطین عمل کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به لیالی پربرکت قدر، امیرالمومنین (ع) را برجسته ترین الگو و نمونه کامل فضائل و خصائص بندگان صالح دانستند و افزودند: یکی از کارهای مستمر حضرت علی (ع) به ویژه در دوران حکومت، تربیت اخلاقی جامعه بود زیرا آن حضرت، اخلاقیات ناپسند را ریشه مشکلات و انحرافات جامعه می دانستند.
ایشان با اشاره به کلام امیرالمومنین (ع) مبنی بر اینکه دنیاطلبی و دلبستگی به دنیا ریشه همه مشکلات و انحرافات جامعه است، خاطرنشان کردند: خداوند دنیا و طبیعت را با همه منابع سرشار آن، برای بهره برداری انسان و استفاده بیشتر بشر خلق کرده است و اگر ضوابط و قواعد الهی رعایت شود، این دنیا ممدوح است.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: دنیای مذموم، یعنی رعایت نکردن حدود الهی برای بهره مندی از مواهب طبیعی جهان، و طرفداران این دنیای مذموم، تلاش خود را برای سهم خواهی بیشتر و دست اندازی به حقوق دیگران به کار می گیرند و از هدف اصلی خلقت جهان غافل می شوند.
ایشان راز اصلی انحراف جوامع را دنیاطلبی دانستند و خاطرنشان کردند: امروز به دلیل آنکه برخی انسانهای دنیاطلب، زمام امور جهان را به دست گرفته اند، به حقوق انسانها ظلم می شود، و دنیاطلبان برای رسیدن به مقاصد خود به فتنه و جنگ، تبلیغات دروغین، و سیاست بازی های ناجوانمردانه روی می آورند.
رهبر انقلاب اسلامی شرایط غبارآلود و مبهم را «شرایط فتنه» خواندند و افزودند: در چنین شرایطی که به وسیله دنیاطلبان به وجود می آید، برخی افراد بصیرت خود را از دست می دهند و تعصب های جاهلی رشد می کند و ممکن است برخی که دنیاطلب نیز نیستند در جهت دنیاطلبان حرکت کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به روحیه زهد و تقوای حضرت علی (ع) در کنار تلاش ایشان برای آبادانی دنیا خاطرنشان کردند: امیرمومنان همواره دنیاطلبی و به دنبال جاه و مقام رفتن را مذموم می دانستند و تنها راه علاج دلبستگی به دنیا را تقوا بیان می کردند چرا که در پرتو تقوا، خداوند متعال در دل و جان انسان جایگاهی پیدا می کند که همه چیز در نزد او کوچک می شود.
رهبر انقلاب اسلامی، شبها و روزهای ماه مبارک رمضان به ویژه شب های قدر را بهار "ذکر و خشوع" و فرصت گرانقدري براي بهره مندي از ادعيه شريفه اين ايام بر شمردند و تأكيد كردند: انس با خدا و ذكر و استغفار، تأثيرات معجزه آسايي بر دل انسان دارد كه از جمله آنها، كاهش دلبستگي به دنيا و توجه به عظمت پروردگار است.
رهبر انقلاب اسلامي با تبريك به نوجواناني كه امسال به سن تكليف رسيده اند و اولين بار روزه گرفته اند افزودند: تجربه رياضت شرعي روزه در نوجواني و جواني، تمرين كسب تقوا و امري بسيار ارزشمند و گرانقدر است.
حضرت آيت الله خامنه اي استقامت مردم را در هنگام تشديد حملات سياسي تبليغاتي دشمنان يادآوري كردند و افزودند: هنگاميكه ايادي بيگانه ايجاد اختلاف را در دستور كار خود قرار داده بودند مردم فرياد وحدت سر ميدادند و وقتي دستگاههاي جاسوسي دشمن، سعي در ايجاد اغتشاش در برخي شهرها كردند همين مردم بودند كه در صف اول مقابله حضور داشتند.
حضرت آيت الله خامنه اي خاطر نشان كردند: البته كساني كه از اسلام و انقلاب سيلي خورده اند همچنان به دشمني ادامه ميدهند اما بايد آگاهانه و هوشيارانه بهترين راه را براي حفظ منافع ملي و مصالح عمومي انتخاب و در اين راه ايستادگي كرد.
رهبر انقلاب اسلامي وحدت كلمه آحاد مردم و نخبگان و مسئولان را از هر چيز ديگر لازمتر و واجب تر دانستند و افزودند: مردم بايد احساس آرامش و امنيت سياسي ـ رواني كنند اما دشمن سعي مي كند با ايجاد التهاب اين آرامش را بزدايد و متأسفانه برخي در داخل نيز نادانسته اين التهابها را افزايش مي دهند.
ايشان با اشاره به نارضايتي مردم از برخي گفتگوهاي بيجا و بي مورد در ميان نخبگان سياسي تأكيد كردند: بايد با هوشياري به اين مسائل كوچك و پوچ خاتمه داد.
ايشان عكس العملهاي مستمر درباره اظهار نظر غلط درباره مردم اسرائيل را كاري بيهوده و التهاب آفرين خواندند و گفتند: اين حرف غلط تمام شده است و نبايد دنبال اينجور مسائل كوچك و پوچ را گرفت و آن را ادامه داد.
ايشان در ادامه تبيين نكاتي كه مي تواند موجب التهاب جامعه شود، برخي انتقادات از دولت را با نزديك شدن ايام انتخابات مرتبط دانستند و خاطر نشان كردند: البته مدت زيادي به انتخابات رياست جمهوري مانده است و مسائل لازم و مربوط به انتخابات را در هنگام مناسب با مردم در ميان خواهيم گذاشت اما در ميان مسائلي كه اين روزها در انتقاد از دولت بيان مي شود برخي بي انصافي ها ديده مي شود.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: هر كس حرفي و طرحي درباره آينده كشور و حل مسائلي همچون تورم و گراني دارد آنرا به ويژه در مجامع تخصصي بيان كند اما اين مسائل نبايد با تخريب مسئولان و دولت همراه شود و همچون روند موجود در برخي كشورهاي غربي، به بهانه دمكراسي، موجب تضعيف و تخريب مسئولان شود.
حضرت آيت الله خامنه اي نخبگان را به پرهيز كامل از بي انصافي در اظهار نظرها فراخواندند و تأكيد كردند: فضاي باز و آزاديهاي جاري، امكان اظهار نظر را درباره هر مسئله اي براي همه فراهم آورده است اما نبايد دچار بي انصافي شد و با هدف تخريب ديگران به اظهار نظر پرداخت.
رهبر انقلاب اسلامي، از رواج اخلاق تخريب و بي انصافي در ميان نخبگان ابراز نگراني كردند و افزودند: همه جناحها و مسئولان و اشخاص بايد مراقب گفتار و رفتار خود باشند و نخبگان و سياسيون بهتر است اين واقعيت را در نظر داشته باشند كه مردم نيز از اين اخلاق ناراضي هستند و به دور از حرفهاي مخرب، آگاهانه تصميم مي گيرند.
«شب قدر» شبى است كه در آن قرآن بر پيامبر عظيم الشأن اسلام نازل شده است و فضيلت عبادت در اين شب از تمام شبها بيشتر است. در اين شب مقدرات يك سال انسان معين مىگردد. از با فضيلتترين اعمال در چنين شبى «احياء» مىباشد كه به معناى پاس داشتن يك شب تا صبح است. پس جا دارد كه در چنين شبى انسان از اعمال زشت خود استغفار نمايد چرا كه شب توبه است و خداوند در آن بندگانش را مورد اكرام خاص خود قرار مىدهد. لسان الغيب سروده است:
| چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى | آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند |
| هاتف آن روز به من مژده اين دولت داد | كه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند |
بر آنيم تا دراين مقاله به بررسى فضيلت اين شب بزرگ در آيات، روايات و سيره علما بپردازيم.
شب قدر در آينه آيات قرآن
به جرئت مىتوان گفت برجستهترين آيات قرآن در مورد شب قدر و فضيلت آن كه است كه خداوند متعال مىفرمايد: «ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم. و از شب قدر چه آگاهت كرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى كه مقرر شده است فرود مىآيند. آن شب تا دم صبح صلح و سلام است».
از جمله دلايل فضيلت شب قدر بلكه والاترين جنبه فضيلت آن نزول قرآن كريم در اين شب مىباشد كه به صورت يك باره بر قلب مقدس پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله) نازل گرديد و در بقيه عمر مبارك ايشان به صورت تدريجى انجام گرفت. قرآن كريم يكى از علل فضيلت ماه رمضان را همين معنا برشمرده و مىفرمايد: (شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان)؛ «ماه رمضانى كه قرآن را در آن فرو فرستاديم؛ كتابى كه مردم را راهبر و متضمن دلايل آشكار هدايت و ميزان تشخيص حق از باطل است».
قرآن كريم علت ديگر فضيلت اين شب بزرگ را تعيين مقدرات انسان قلمداد نموده و مىفرمايد: (انّا انزلناه فى ليلة مباركة انّا كنّا منذرين - فيها يفرق كل امر حكيم)؛ «ما قرآن را در شبى فرخنده نازل كرديم؛ زيرا كه هشدار دهنده بوديم. پس در آن شب هر كارى محكم و استوار مىشود».
شب قدر در آينه روايات معصومين
وجه تسميه شب قدر
نوعاً در ادبيات دينى ما هر يك از آموزههاى اسلامى داراى وجهى براى نام گذارى است و تسميه آن برخاسته از يك ويژگى يا يك علقه معنايى است كه بين اسم و معناى آن وجود دارد. به عنوان نمونه احاديث نسبتاً زيادى در مورد وجه تسميه «رمضان» وجود دارد. پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله) در حديثى فرمود: (انما سمى الرمضان لانّه يرمض الذنوب)؛ «رمضان رمضان ناميده شد كه گناهان را از بين مىبرد». نيز در جايى دگر فرمود: (سمّى الرمضان لشدة الحرّ)؛ «از آن رو رمضان به خاطر شدت گرما رمضان ناميده شد.». در مورد نام گذارى شب قدر نيز امام رضا (عليه السلام) فرموده است: «ماه رمضان ماهى است كه در آن قرآن نازل گشته است و در اين ماه به پيامبر(صلى الله عليه و آله) وحى شده و در آن شب قدر است؛ شبى كه از هزار ماه بالاتر است. در آن شب هر كارى محكم و برقرار مىشود و مسائلى كه در طول سال از نيكى و بدى، سود و زيان، روزى و زندگى و مرگ وجود دارد رقم زده مىشود و به همين جهت است كه «قدر» ناميده شده است».
برترى بر هزار ماه
آن گونه كه به نحو اشاره گذشت و در آيات قرآن نيز بدان اذعان شده است شب قدر از هزار ماه برتر مىباشد. پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله) دراين زمينه مىفرمايد: (قد جاءكم شهر رمضان مبارك شهر فرض اللّه عليكم صيامه تفتح فيه ابواب الجنان و تُغَلُّ فيه الشياطين فيه ليلة القدر التى خير من الف شهر من حُرمها فقد حُرم)؛ «ماه رمضان فرا رسيده ماهى با بركت كه خدا روزهاش را بر شما واجب گردانيد. درهاى بهشت در اين ماه باز مىشود و شياطين در غل و زنجيرند در اين ماه شب قدر است كه فضيلت آن از هزار ماه بيشتر است. در حقيقت محروم كسى است كه از بركات آن شب محروم باشد».
آثار شب قدر
شب قدر بهترين فرصت براى طلب بخشش و آمرزش گناهان از خداوند است و پروزدگار در اين شب عنايت ويژهاى به بندگان خود دارد و در واقع آن را بهانهاى جهت آمرزش بندگان خود قرار داده است. پيامبر اعظم (صلى الله عليه و آله) در روايتى وجود شب قدر را غايت لطف خدا به امت خويش برشمرده، مىفرمايد:
«به امت من در ماه رمضان پنج چيز داده شده كه به امت هيچ پيغمبرى پيش از من داده نشده است. اما عطاى اول: هر گاه شب اول ماه رمضان فرا رسد خداوند به سوى بندگان نظر مىكند و كسى كه خدا به او نظر كرده تا ابد عذاب نمىشود. دوم: بوى بد دهان آنان كه در نزد خدا شب زندهدارى مىكنند خوشبوتر از بوى مشك مىشود. سوم: ملائكه براى ايشان در شب و روز استغفار مىكنند. چهارم: همانا خداوند عزوجل بهشت خويش را امر مىكند كه استغفار كند و تزيين شود براى بندگان. پس چه نزديك است كه سختيهاى دنيا آنها را در خود فرو برد و مىروند به سوى بهشت و كرامت من. پنجم: پس هر گاه شب آخر فرا رسد خداوند همه بندگان را مىآمرزد.
مردى گفت: يا رسولاللّه در شب قدر؟ پيامبر(صلى الله عليه و آله) فرمود: مگر نمىدانى كه كارگران هر گاه كارشان تمام شود، مزد به آنها مىدهند».
هم چنين روزه داران در دعاى روز قدر به درگاه خدا دست بلند كرده و مىخوانند: (اللهم ارزقنى فيه فضل ليلة القدر و صيّر امورى فيه من العسر الى اليسر و اقبل معاذيرى و حطّ عنّى الذنب و الوزر يا رئوفا بعباده الصالحين)؛ «بار خدايا! فضل شب قدر را در اين روز بر من روزى كن و كارهايم را از سختى به آسانى وا گردان و عذرم را بپذير و گناهانم را بريز اى مهربان به بندگان نيكوكار».
علامت شب قدر
اگر چه در مورد شب قدر سؤالهايى وجود دارد و به طور مشخص معلوم نيست كه دقيقاً چه شبى از سال مىباشد اما در بين سه شب قدرى كه وجود دارد احتمال شب سوم بيشتر است. در مورد نشانههاى شب قدر و تفاوت آن با ديگر شبهاى سال نيز رواياتى وجود دارد. محمد بن مسلم مىگويد: از امام باقر (عليه السلام) درباره علامت شب قدر پرسيدم، فرمود: «علامت شب قدر اين است كه بوى خوش از آن پخش مىشود. اگر در سرماى زمستان باشد گرم و ملايم و اگر در گرماى تابستان باشد خنك و معتدل و نيكو خواهد بود». امام صادق (عليه السلام) نيز در روايت ديگرى روز آن را از نظر لطافت آب و هوايى مانند شبش دانسته و مىفرمايد: (ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها)؛ «شب قدر در هر سالى هست و روز آن مانند شبش نيكوست».
در خواستهاى شب قدر
در برخى از مواقع هنگامى كه فرد مسلمان با يك موقعيت زمانى يا مكانى ويژه جهت استجابت دعا واقع مىشود زبانش از بيان خواستهها قاصر مانده و نمىداند از خالق خويش چه بخواهد. اين مسئله دلايل گوناگونى مىتواند داشته باشد. گاه از فرط نشاط و بساطت روح است، گاه از درك بزرگى توفيقى است كه نصيبش شده كه حتى در بين انبيا نيز ديده مىشود. سئوال حضرت موسى (عليه السلام) در اين شب عزيز از خداوند از اين نوع است
او به خداى خود عرضه داشت:
«خدايا! مىخواهم به تو نزديك شوم. فرمود: قرب من براى كسى است كه شب قدر بيدار باشد. گفت: خدايا! رحمتت را مىخواهم. فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند. گفت: خدايا! جواز گذشتن از پل صراط را مىخواهم. فرمود: آن از آن كسى است كه در شب قدر صدقهاى بدهد. گفت: خدايا! از درختان و ميوههاى بهشتى مىخواهم. فرمود: آنها براى كسى است كه در شب قدر مرا به پاكى ياد كند. گفت: خدايا! رهايى از آتش جهنم را مىخواهم. فرمود: آن براى كسى است كه از گناهانش در شب قدر استغفار كند. گفت: خدايا! خشنودى تو را مىخواهم. فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بخواند».
در برخى موارد نيز فرد به راستى نمىداند كه در اين موقعيت بزرگ چه چيز از خداى خود بخواهد. در اين زمينه روايتى وجود دارد كه پيامبر اعظم(صلى الله عليه و آله) صريحاً مشخص فرمود كه در شب قدر بايد از خدا چه چيزى خواست.
(قيل للنبى(صلى الله عليه و آله)انْ اردكت ليلة القدر فما اسأل ربى؟ قال(صلى الله عليه و آله): العافية؛ از پيامبر اكرم(صلى الله عليه و آله) سؤال شد كه اگر شب قدر را درك كرديم از خدا چه بخواهم؟
فرمود: سلامتى بخواهيد».
عظمت شب قدر در سيره معصومان (عليهم السلام)
روزى شخصى خدمت يكى از حضرات معصومان (عليهم السلام) سخن از شبهاى مبارك رمضان و ليالى قدر به ميان مىآورد و از فضيلت آن را از حضرت سؤال مىكند. حضرت شروع به شمردن خصايص و فضايل شب قدر مىنمايد. شخصى در مجلس حضور داشت و با شنيدن آن آه حسرتى كشيد كه چرا شب قدر را به غفلت گذرانيده است.
حضرت به او رو كرد و فرمود: «پاداش تو از همه آن كسانى كه ديشب (شب قدر) را تا صبح بيدار بودند و عبادت كردند بيشتر است؛ زيرا در آن شب تو آب نوشيدى و ياد از لب تشنه ابا عبداللّه كردى و گفتى: سلام بر حسين و لعنت بر قاتلان او. همين مسئله سبب شد كه بهترين عبادت را در نامه عملت بنويسند».
يك داستان
«عبداللّه نيشابورى» مىگويد: بين من و «حميد بن قحطبه» رفافتى بود. در ماه رمضان روزى از نيشابور به طوس رفتم. حميد بن قحطبه كه حاكم طوس بود از آمدن من با اطلاع شد و شبى از شبهاى قدر ماه رمضان، مرا به خانه خود دعوت نمود. قبل از افطار به خانه او رفتم. وقتى كه وارد شدم ديدم براى پذيرايى از من سفرهاى انداخت و غذايى آماده كرد. من تعجب كردم. حميد به من غذا تعارف كرد و من به او گفتم: من نه مريض هستم، نه مسافر و نه عليل و بىجهت روزه خود را باز نمىكنم. از او پرسيدم چرا او روزه نمىگيرد. امير شروع به گريه نمود. من تعجب كردم و علّت گريه او را پرسيدم. او گفت:
وقتى كه هارونالرشيد در طوس بود، شبى مرا طلبيد. نزد او رفتم و ديدم كه خشمگين ايستاده و شمشير برهنهاى در دست اوست. به من گفت: اطاعت تو از من چقدر است؟ جواب دادم: با نفس و مال از تو حمايت مىكنم. آن گاه مرا مرخص نمود. هنوز بيرون نرفته بودم كه مجدداً مرا خواست و با همان حالت بلكه خشمگينتر همان سؤال را از من پرسيد. من گفتم: من با جان و مال و اهل و اولاد از تو اطاعت مىكنم. سپس اذن مراجعت به من داد.
وقتى كه به منزل خود رسيدم غلامش را دنبالم فرستاد و گفت: خليفه تو را فراخوانده است. براى بار سوم به دربار رفتم و او باز همان سؤال را از من كرد. من براى رضاى خاطر و اطمينان او گفتم: من با جان و مال و فرزندان و دينم از تو حمايت مىكنم. اين را كه گفتم خنديد و به من گفت: اين شمشير را بگير و هر جا كه اين غلام رفت برو و هر چه به تو امر كرد، امر من است.
غلام مرا با خود به زندانى برد كه در يكى از سياهچالهاى مخوف آن بيست نفر از سادات علوى زندانى بودند. از موهاى بلند آنان معلوم بود كه مدت زيادى است كه زندان هستند. غلام رو به من كرد و گفت: فرمان اميرالمؤمنين اين است كه اين بيست نفر را گردن بزنى. من هم اطاعت كردم و آنها را يك به يك گردن زدم و او بدن آنها را در ميان چاهى انداخت. سپس به سياهچالى ديگر رفتيم كه در آنجا نيز بيست نفر از سادات بنىالزهرا زندانى بودند كه همگى لاغر و نحيف شده بودند. غلام به من رو كرد و گفت: دستور خليفه اين است كه اينها را هم گردن بزنى. اطاعت كردم و آنها را نيز گردن زدم و غلام دوباره بدنهاى آنها را به چاه انداخت.
بعد به سياهچال تاريك ديگرى رفتيم كه در آن نيز بيست زندانى از سادات وجود داشت و مأمور شدم كه آنها را نيز بكشم. اما نفر آخر پيرمردى بود كه بدن لاغر و موهاى بلندى داشت. وقتى خواستم او را بكشم به من گفت: مرگ بر تو اى رو سياه! فرداى قيامت جواب جدم على و مادرم فاطمه را چه خواهى داد؟ بدنم لرزيد اما بالاخره او را هم كشتم و غلام بدنش را به چاه انداخت. حالا تو بگو ديگر نماز و روزه و شبزندهدارى به درد من مىخورد؟».
احياء و شب قدر در سيره علماء و بزرگان
حاج محمد ابراهيم كلباسى«ره»
آوردهاند كه «حاج محمد ابراهيم كلباسى» كه از معاصران «ميرزاى قمى» و «سيد شفتى» و از شاگردان «بحر العلوم» و... بود شب قدر را با عبادت ادراك مىكرد؛ زيرا مدت يك سال هر شب را تا صبح عبادت مىكرد و معلوم است كه شب قدر از شبهاى سال بيرون نيست.
آقا سيد على صاحب رياض«ره»
«صاحب رياض» در راه علم محنت بسيار كشيد. مشهور است كه آن جناب علم را به گريه و زارى و مناجات از درگاه بارى تعالى تحصيل نموده؛ زيرا ظاهراً مدّت تحصيلش آن قدر نبود كه بتوان به اين مرتبه بلند رسيد و مىگويند وى شبهاى جمعه را تا صبح احياء مىكرد و به عبادت خداوند متعال مشغول بود.
ملا محمد تقى برغانى«ره»
در احوال ايشان چنين نوشتهاند: «عبادت آن جناب چنان بود كه هميشه به خصوص در شبهاى ماه مبارك رمضان از نصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود مىرفت و تا صبح به مناجات و ادعيه و تضرع و زارى و تهجد اشتغال داشت و مناجات «خمس عشرة» را از حفظ مىخواند و بر اين روش و شيوه پسنديده استمرار داشت تا همان شب كه شربت شهادت نوشيد. مكرر در فصل زمستان ديده مىشد كه در پشت بام مسجد خود در حالى كه برف به شدت مىباريد در نيمه شب پوستينى بر دوش و عمامهاى بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و با حالت ايستاده و دستها را به سوى آسمان بلند كرده تا اينكه برف سراسر قامت مباركش را از سر تا پا سفيدپوش مىكرد».
آقا سيد صدر الدين عاملى اصفهانى«ره»
مرحوم «شيخ عباس قمى» در شرح حال اين عالم بزرگوار مىنويسد: «... اين سيد جليل، بَكّاء و كثيرالمناجات بود. نقل شده كه شبى از شبهاى قدر داخل حرم امير مؤمنان (عليه السلام) شد. بعد از زيارت، نشست پشت سر ضريح مقدس و شروع كرد به خواندن دعاى «ابوحمزه ثمالى». همين كه شروع كرد به كلمه «الهى لا تؤدبنى بعقوبتك» گريه او را فرا گرفت و پيوسته اين كلمه را مكرر كرد و گريه كرد تا غش كرد و او را از حرم مطهر بيرون آوردند».
پىنوشتها:
1. سوره بقره (2) آيه 185.
2. سوره دخان (44) آيه 3.
3. ميزان الحكمة، ج 4، ص 176.
4. بحار الانوار، ج 55، ص 341.
5. همان، ج 93، ص 370.
6. التهذيب، ج 4، ص 152.
7. بحار الانوار، ج 93، ص 364.
8. وسائل الشيعه، ج 7، ص 256.
9. همان، 262.
10. مستدرك الوسائل، ج 7، ص 456.
11. همان، ج 7، ص 457.
12. حديقة الشيعة، ص 508.
13. منتخب التواريخ، ص 460 به نقل عيون اخبار الرضا.
14. قصص العلماء، ص 73.
15. وحيد بهبهانى، ص 192.
16. نجوم السماء، ص 408.
17. سيماى فرزانگان، ص 163.
بسم الله الرحمن الرحیم
یریدون ان یطفئو نورالله بافواههم ویابی الله الا ان یتم نوره ولوکره الکافرون
کافران می خواهند که نور خدا را با دهانشان خاموش کنند وخدا نگذارد، تا آنکه نورخود را در منتهاسی ظهور به حد اعلی کمال برساند هرچند کافران ناراضی ومخالف باشند.
آیه 31سوره توبه
چه سالها فریا د برآوردیم از تئوری های دین ستیزانه تئوری پر دازران مترجم، فلاسفه بی درد و دین سازان بی دین. همانها که از اسلام جز پوسته ای نمی خواستند وقرآن وشرع مقدس را به مقتل حقوق بشر وارزش های لیبرالی بردند. از تهاجم فرهنگی گفتیم واز تعامل فرهنگی شنیدیم. از توطئه گفتیم وتوهم توطئه شنیدیم. آنقدر به پلورالیسم اعتقاد داشتند که ارزش اسلام را در حد مکاتب ساختگی وعرفان های هندویی تنزل دادند تا دیگر کسی از حقانیت دین اسلام سخن نگوید وبپذیریم که اعتقاد به خدای یگانه وتوحید با اعتقاد به خدای 3گانه واعتقاد به بی خدایی همگی بر حقند. جریان های جهانی برای مقابله با مکتب انسان ساز اسلام به راه افتاد واین وظیفه خطیر تحت عنوان« ناتوی فرهنگی» در کشور های اسلامی به «شوالیه های فرهنگی» سپرده شد تا هرآنچه که مانعی بر سر راه نظم نوین جهانی وجهانی سازی لیبرال دموکراسی خشن می باشد را به عنوان خرافات واندیشه های عصر حجر معرفی کنند. خشونت امام حسین(ع)! را محکوم کردند تا خشونت اربابان لیبرال خود در دوجنگ جهانی را تطهیر کنند. مهدویت را انکار وتمسخر کردند تا باورمان شود که پایان تاریخ وسعادت ابدی را باید در تئوری «پایان تاریخ» فوکویاما جستجو کنیم.به آن اندازه که در توهین به ارزش های اصیل اسلامی وقرآن کریم وائمه اطهار تساهل وتسامح به خرج دادند، در حفظ وتئوریزه کردن ارزشهای پوچ وانسان سوز لیبرالیسم سرسختی نشان دادند. افتخار این جماعت کودن فکر در ایران اسلامی ، حمایت از سلمان رشدی ملعون در قالب نظریه الحادی« حق ارتداد» می باشد. امریکه باعث ظهور سلمان رشدیها شده وخواهد شد وامروزه به راحتی شاهدیم در کشورهای استعمارگری که دم از آزادی بیان واحترام به حقوق بشر وآزادی ادیان می زنند، ارزشهای بیش از 1میلیارد مسلمان به راحتی در قالب فیلم وکاریکاتور مورد هجمه قرار می گیرد وصدای پارس هیچ کدام از مدعیان دفاع از حقوق بشر داخلی وخارجی برنمی خیزد، اما روی دیگر خشونت لیبرال دموکراسی را در قرن 21 شاهدیم که چه رفتارهای قرون وسطی را با منتقدان هولوکاست انجام دادند تا ثابت شود که شعار لیبرال دموکراسی این است :« سهم ما آزادی بیان وسهم بقیه هیچ».
منورالفکران مزدور وطنی نیز از قافله اربابان خود عقب نماندند وحلقه ها وجلسات راه انداختند تا عرفان اصیل اسلامی را به مقتل عرفان فاحشه پرست پائولوکوئیلو ببرند و جامعیت اسلام را با گرایشات سوسیال دموکرات مسلمان ولیبرال دموکرات مسلمان زیر سوال ببرند. سلمان رشدی با حمایت تام لیبرال دموکراسی جهانی به ارزش های اسلامی تاخت ومورد تقدیر قرار گرفت. در قاره مهد تمدن وآزادی! پیامبر اسلام را در حد کاریکاتور تنزل دادند ودر ایران اسلامی نیز جریان پوپریسم قائل به قرائتهای مختلف از دین شدند وهر قرائتی از دین را مصداق حق وحقانیت می دانستند به جز قرائت اسلام ناب محمدی. آنقدر بر قرائتهای مختلف از دین تاکید داشتند که امروزه شاهدیم که دست پرورده های سالهای توسعه اقتصادی وسیاسی وتنوری پردازان تساهل وتسامح و... در میان سکوت مرگبار وذلت بار مدعیان دروغین وهرهری مذهب خط امام! به قرائتی نو از کلام خدا دست می زنند تا از قافله تئوری بردازان وتئوری سازان متحجر عقب نمانند. قرائت قرآن کریم با آلات موسیقی که از نشانه های آخر الزمان می باشد بی شک سرچشمه گرفته از تئوری افرادیست که قرآن را زاییده احساس وتخیل پیامبر می دانستند و برای قرآن شان وحیانی والهی قایل نیستند. اقدام توهین آمیز خواننده گمنام در قرائت اخیر قرآن، حلقه دیگری از اقدامات زنجیره وار شوالیه های فرهنگی برای گسترش جبهه عمله های لیبرال دموکراسی ضد اسلام است وبی شک این عمل ادامه راه سلمان رشدی، کاریکاتوریست دانمارکی وشبه روشنفکران داخلی است. جالب اینجاست که همیشه این تساهل وتسامح در زیر سوال بردن ارزشهای آن می بینیم وبس.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز به عنوان پرچمدار جنبش دانشجویی مسلمان، ضمن محکوم کردن این حرکت ننگین وغیر انسانی بی هنران بی تعهد، کلیه جناح های سیاسی ودولتمردان وپیروان واقعی زاه امام خمینی(ره) را به اتخاذ تدابیر واقدامات جدی در برخورد با «شوالیه های فرهنگی» فارغ از هیاهو های سیاسی دعوت می کند واز طرفی دیگر هشداری جدی به مدعیان دروغین خط امام(منهای رهبری) می دهیم که در تباتب بازی های سیاسی خود گرفتار سکوت مرگبار شده اند وبی شک اینگونه اقدامات حاصل تئوری پردازی ایدئولوگها ویارغار آقایان است. آقایانی که اسلام وامام را فقفط در لفاظی و سیاسی بازی می خواهند وبس. آقایان جناح های سیاسی وپیروان واقعی خط امام، لطفا این ننگ بزرگ را به جان نخرید ونگذارند به نام امام راحل لکه ننگی در تاریخ انقلاب به ثبت برساند واجازه ندهند بیش از پیش ارزش های اسلامی در کشاکش بازیهای سیاسی قربانی شود.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز